X
تبلیغات
رایتل
























♪☼☺.:: تبسم::.☺☼ ♪

.::.لبخند زبان جهانی است که همه دنیا آنرا میفهمند.::.

سلااااااام به همگی. 

چه خفرا؟ 

۲ روز پیش کارناممو گرفتم.اون روزی که میخواستن کارنامه رو بدن وای که چه استرسی داشتم. 

قرار بود مامانم ساعت ۱۲ بیاد مدرسه و کارنامه رو بگیره.من تا ساعت دوازده شده بودم عین مرده ها.دستام یخخخخ ,سرم گیج میرفت,خلاصه وضعی بود تو مدرسه. اوناهایی که کارنامه هاشونو گرفته بودن یکی خوشحال بود و یکی داشت گریه میکرد و مدرسه هم شلووووغ. 

خلاصه بالاخره مادر گرامی بنده تشریف آوردن و... 

بدترین لحظه ی عمرم بود میترسیدم به کارنامم نگاه کنم.وقتی معدلمو دیدم باورم نمیشد و به مامانم گفتم که این کارنامه من نیست چون به نظر خودم خیلی گند زده بودم ولی معدلم بالاتر از اون حدی بود که فرض میکردم.از خوشحالی پریدم بغل مامانم و شروع کردم به گریه کردن.مامانم میگه چرا گریه میکنی؟ولی خودمم نمیدونستم چرا دارم گریه میکنم و خودمم خنده ام گرفت از کارم.همه داشتن به من نگاه میکردن تا بفهمن که من خوشحالم یا ناراحت. 

ولی هیچکس هیچی نفهمید. 

بالاخره اون روزم تموم شد و رفت . 

فعلا باااای 

نوشته شده در چهارشنبه 12 بهمن‌ماه سال 1390ساعت 07:07 ب.ظ توسط مهشید نظرات (4)


آخرین مطالب
» @title

Design By : RoozGozar.com